تبليغاتX
دید و بازدید



دید و بازدید

کلبه ای ساخته ام از گل و گل×گل دوستان و گل من×یا دوست گویان بیایید×بوی تازه ای شاید خراباتم را



نگاشته مرا در  جمعه 19 مهر1387 ساعت 3:31  دلداده ي مهدی

به نام خدا

"در يكي از محيطهاي مباحثه اي اينترنتي بحثي وجود داشت به شكل زير:

معشوقه یا همسر ؟!

مردها در زندگیشان عاشق دو نوع زن می شوند،
یک زن که حکم معشوقه آنها را داشته باشد
بی پروا، روشنفکر، مستقل، جسور و خوش بیان و به قولی امروزی
و زنی دیگر که حکم همسر آنان را داشته باشد
تو سری خور، چشم و گوش بسته، کم حرف، وابسته و به قولی زن زندگی
این دو زن در تضاد هستند
و مردها از این تضاد لذت می برند
با زن اولی که هستند بسیار امروزی، اهل فکر، اهل آزادی، روشنفکر و متمدن می شوند
و با زن دومی که هستن غیرتی ، اهل خانواده ، متعهد و وفادار

به وضوح مشاهده كردم كه ایجاد كننده ی بحث و شركت كنندگان، بطور كل جامعه ی ما از دانش كمی نسبت به نكات مربوط به روابط مرد و زن برخوردارند و ترجیح دادم پاسخ آن را اینجا هم بیاورم. علت این امر ارزش والای بنیان خانواده هایی است كه تشكیل خواهد شد.

- قبل از آنكه تعریفی از همسر یك مرد داشته باشیم، باید بدانیم نیاز به ازدواج كدام است؟
ازدواج و رابطه ي جنسي
ازدواج از یك سو یك رابطه ی مقدس و از سویی دیگر نشانی از  تمدن می باشد.
قصد به اختیار همسر به جهت فرو نشاندن نیاز جنسی، حرفی بی عقلانه بیش نیست.
همانگونه كه همگی یا اكثر قریب به اتفاق می دانیم حدود 75 درصد توفیق پیوند های زناشویی، توفیق در اتاق خواب است.
هرچه رابطه ی جنسی موفق تر باشد، محبت بین زوجین بیشتر می شود و هرچه محبت بیشتر باشد، در رابطه ی جنسی همدیگر را بیشتر می فهمند.
زمانی كه این فاكتور، یعنی رابطه ی جنسی، اینقدر در یك امر مقدس و نشانه ی تمدن نقش دارد، خود نیز مقدس می شود.
رابطه ی جنسی رابطه ای مقدس است.

كي بايد ازدواج كرد؟

در انسان این رابطه براساس نیازهای روحی و روانی میبایست پاسخ داده شود، نه بر اساس نیازهای غریزی.
نیاز غریزی انسان در دختران و پسران در نوجوانی و ابتدای جوانی اوج دارد. حال آنكه هیچ كس و هیچ انسان فهمیده ای به ما توصیه نمی كند دراین سن ازدواج كنیم.
ازدواج یك Maturation یا بلوغ و پختگی می خواهد.
شما باید از خیلی جهات انسانی به مقاماتی رسیده باشید.
این مقامات هم به هیچ وجه پول و خانه و ماشین نیست گرچه اینها نیاز است. اما رفع نیاز نشان پختگی فرد نیست.
ما باید انسان جا افتاده و با فرهنگی باشیم تا بتوانیم با خانم یا آقایی زندگی كنیم.
ازدواج رابطه ایست كه در آن تمامی خصوصیات زوجین با هم بطور كامل درگیر می شود.
ما ازدواج می كنیم تا یك عمر با این خانم محترم قدم بزنیم و زندگی كنیم و از زندگی لذت ببریم.
خب این تعریف ازدواج به عنوان یك رابطه ی نشانه ی تكامل دو زوج است.
حال به سوال بالا می پردازم.

ازدواج و عشق

عشق از نظر روان پزشكی یك بیماری و نشانه ی عدم آمادگی فرد برای ازدواج است.
اوج احساسی كه انسان برای ازدواج باید داشته باشد دوست داشتن است.
چون ما میخواهیم برای یك عمر و فقط یك بار یك كاری بكنیم كه به آن می گویند انتخاب همسر.
باید پیچهای دل را محكم كرد چون عاشق شدن همانا و ندیدن عیب ایشان همانا و عمری بیچارگی همانا.
اگر دقت نكنیم حتما اشتباه می كنیم و بدبخت می شویم.
در ازدواج بخت و اقبال و شانس و قسمت معنی ندارد.
اینها Artifact ، مزخرفات و چرت و پرت هایی است كه قبل از آمدن تفكر و فلسفه در جهان رایج بود.
ما در قرن 21 زندگی می كنیم و باید عاقلانه عمل كنیم. مشخص است كه ازدواج هم بی اهمیت نیست. تعقل باید!
پس عشق را بگذارید كنار.

تعريف همسر

آن زنی كه "بی پروا، روشنفکر، مستقل، جسور و خوش بیان و به قولی امروزی" باشد، دقیقا همان همسریست كه من زیبایی ظاهر و درون را از دید طرف مقابل به آن اضافه می كنم. همچنین مهربانی كه مهمترین فاكتور انتخاب كردن و انتخاب شدن است.
پس همسر همان است كه آقای مطرح كننده ي بحث به نام معشوقه آورده اند.
و همسر مقدس است نه معشوقه.
این را باید دقت كرد كه همسر جایگاهی دارد كه یك معشوقه ی گذری هیچوقت در آن جایگاه نمی نشیند.
همسر عمری را همنشین جان و دل من است و معشوقه چندی را در گذر دل من.

همسر صفوي و قجري

حال باید دید این كسی كه "تو سری خور، چشم و گوش بسته، کم حرف، وابسته و به قولی زن زندگی" گفتند و من به آن كودن و مطیع را هم اضافه می كنم كیست؟؟
این هم همسر است، اما همسری كه 300 سال پیش وجود داشت. در آن زمانی كه در حمام ها زن برمی گزیدند. مردان قاجار و صفویه زنان مطیع می خواستند و زن مطیع لزوما كودن است. این مختص زن نیست. مرد مطیع هم كودن است.
اصولا آن كس كه بی چون و چرا اطاعت می كند كودن است.

نقش هوش در توفيق در ازوداج
توصیه ی روان پزشكان و روان شناسان مشاور درامور ازدواج آن است كه همسران هم هوش خود بگزینید.
اگر هم كودن هستید اصلا ازدواج نكنید. چون ازدواج یك زندگی اجتماعیست و نیاز به عقل و تدبیر دارد. نیاز به سازگاری دارد كه كار مردم باهوش و خرد است.
ما در مورد افراد با هوش صحبت می كنیم. اگر ضریب هوشی شما 150 است با 150 ازدواج كنید. تا همدیگر را بفهمید.
اگر 135 مثلا با 130 تا 137.
با كودن ازدواج نكنید چون هر غلطی بكنیم می گوید درست است و چشم. و خسته می شویم.
گفتم كه اصولا با كودن جماعت نباید ازدواج كرد.
ما انسانهای باهوش لذت می بریم كه كمی شیطنت كنیم و گاهی همسرمان بر ما غلبه كند. می گوییم آفرین و كف میزنیم. یك بحث بر سر فلان موضوع می كنیم . او به ما می گوید من متوجهم چه می گویم. ما افتخار می كنیم كه چنین همسری داریم. در جمع فامیل و دوستان او نماینده ی ماست و گاهی می گوییم نظر من نظر خانم است. خانم شما بفرمایید. و بعد سری به علامت غرور و تایید تكان می دهیم.
همسر كودن اینها را ندارد. مدام آویزان ماست و باید جمع و جورش كنیم.
همسر باهوش به ما تایید می دهد و نقاط قوت ما را تقویت می كند. ما را استنطاق نمی كند.
می فهمد كه تایید همسرش را قوی می كند.
اما انسان كودن نه تنها خود  را نمی فهمد اصلا نمی داند ارزش تایید كدام است و محبت چیست. اگر هم سرویسی بدهد ناقص است و گند می زند و عذر خواهی می كند. در كل حال آدم را به هم میزند.

در نتیجه می گویم خرافیات و حماقتهای دوران 200، 300 سال پیش را باید فراموش كرد.
شمایی كه با هوشید و مقاماتی برای خود دارید، چه زن و چه مرد، حتما همسر باهوش و هم هوش خود بگزینید كه این زندگی خوش برای هر دو را تضمین می كند.
چون، انسانهای باهوش علاوه بر اینكه مطیع نیستند كاملا سازگارند.
ما به جای اطاعت به سازگاری نیاز داریم.
انسانهای باهوش به واسطه ی سازگاری انتخابهای بیشتری برای ازدواج دارند. حتی از قاره های دیگر. چون كنار می آیند.

نقش سلامت روان در توفيق زندگي زناشويي
هر انسان از نظر رواني مجموعه ايست از خصوصيات مختلف و به گفته اي بيماري هاي رواني گوناگون. به طور مثال همهي انسانها اندازه اي افسردگي دارند. عده اي اين عارضه را به شكل بيمار گونه دارا هستند. در ازدواج با اين افراد نكاتي كه روان پزشكان مورد توجه و شناخت دارند اهميت دارد.
اختلالات روان پزشكي همواره مانند بيماري هاي جسمي به چشم نمي آيند و قابل تشخيص نيستند.
پس براي تشخيص آنها بايد از افراد خبره استفاده كرد.
به طور مثال افراد سوء ظني، وسواسي ها، دو قطبي هاي غير قابل كنرل و كساني كه وسواس فكري دارند نبايد ازدواج كنند.
روان پزشكان براي اين افراد در حالت هاي خاص ازدواج هاي مدت دار را توصيه مي كنند.
براي انتخاب همسر و شناخت آنچه براي ما ممكن نيست بايد از مشاوره هاي روان پزشكي بهره گرفت.


انتخاب همسر
نكته ای هم در مورد انتخاب می گویم.
به اتفاق همه ی متخصصین این خانمها هستند كه انتخاب می كنند!
آقایان فقط به دنبال آنها كشیده می شوند.
هر خانمی كه بگوید انتخاب شده اشتباه می كند. علامت اول را شما دادید! نشانه را شما گذاشتید. شما او را تشویق به ادامه كردید. شما بودید كه بله گفتید بین اینهمه مرد. شما بودید كه گفتید برای جلسه ی دوم بیایند.
آقایان هم خیال می كنند كه انتخاب می كنند. دلشان خوش باشد. مرد فقط انتخاب می شود و بس.1.gif


برگرفته از گفته های دكتر محمد مجد (روانپزشك و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران) در دوره های آموزشی الفبای آیین بهتر زیستن كه توسط موسسه پژواك هنور و اندیشه منتشر شده است و از طریق لینك قابل سفارش به تمام نقاط ایران است.

تنظیم این امر مهم زندگی ما از تنظیم موتور ماشین بسيار با ارزش تر است.

خوش و خرم و موفق باشید.16.gif





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  جمعه 17 خرداد1387 ساعت 19:24  دلداده ي مهدی

به نام خدا

مدتی پیش به قرار دادن مطالبی در مورد ارتباطات زناشویی در این بلاگ اقدام کردم.
واکنش های جالبی دیده شد، که از جمله نسبت دادن هیجان برای استقبال از ازدواج به من بود.
بگذریم از صحت و سقم این مطلب!

تنها قصدی که من دارم به اشتراک گذاشتن دانسته های خود با دوستان و هم فکرانم در تمام دنیاست.
چیزی که من که تا بحال مجرد هستم شاهد آن هستم این است که جوانان متاهل و حتی پا به سن گذاشته ها مشکلات فراوانی در رابطه با مسایل جنسی خود دارند و تمام زندگی و حتی احساس خوشبختی آنان را تحت الشعاع قرار داده است!

به اعتقاد من این دستگاه که وظیفه ی مقدس حفظ شیرازه ی خانواده و بقای نسل را دارد و از بدو خلقت با انسان وجود داشته از همان ابتدا نیاز به آموزش و مراقبت دارد.
در مراحل اولیه ی بلوغ کمی در مورد این مسایل در مدارس راهنمایی آموزش داده می شود و متاسفانه این خارج از چارت درسی و با روش شخصی معلمین صورت می پذیرد.
دکتر محمد مجد از متولیان آموزش جنسی در ایران از بدو انقلاب اسلامی معتقد است آموزش جنسی پیش از ازدواج می بایست آغاز شود و من به عنوان یک غیر متخصص با اندکی تفکر بر سخنان ایشان این مطلب را پذیرفتم. مصاحبه ای با ایشان در زیر می آید.
با تشکر








نگاشته مرا در  جمعه 13 اردیبهشت1387 ساعت 15:8  دلداده ي مهدی

به نام خدا

با سلام
موضوع را می توانید از ابتدا در این نوشته پیگیری کنید

و ادامه

نشست و برخاستنشست و برخواست هم همینطوره. بعضی از مردم یک طورایی می شینن که خیلی ما خوشمون میاد.
می گن از چه چیز این آدم شما خوشتون میاد؟ شما می گید نمی دونم! میگید خیلی خوبه!
می گن چه چیزش خوبه؟ این مجموعه ای که دارید می شنوید خوبه. تمام چیزهایی که تا حالا شنیدید.

او یک طوری نشسته،
او یه طوری به ما نگاه کرده،
که اصلا خیلی خوبه
بدون اینکه چیزی بگیم به ما لبخندی داره
و چه دل آدم رو می بره








نگاشته مرا در  سه شنبه 27 آذر1386 ساعت 15:38  دلداده ي مهدی


آقا جان من قبول دارم كه ما آقايون خيلي زرنگيم
قبول دارم كه ضريب هوشي بسيار بالايي داريم
اما خواهش ميكنم انكار نكنيد كه (گاهي) مثل اين كليپ راحت سر كار نمي ريم

 

ببينيد چقدر راحت اين خانم محترم اين آقا رو لخخت ميكنه
فكر ميكنين براي اين كار آموزش ديده؟
نظر شما چيه؟

كليپ را در ادامه ي مطلب ببينيد!!








نگاشته مرا در  دوشنبه 21 آبان1386 ساعت 18:47  دلداده ي مهدی

سلام

خیلی جالبه

از کودکی یه کسایی خیلی برام جالب بودن و دوست داشتنی
دختر بچه های زیر چهار سال
خیلی از کسایی رو که میشناسم و باهاشون بزرگ شدم
یا کسایی که بعدها به دل میشینن
و میرن تو خاطراتی که توی اونها نبودن
همه رو تو همین سنین میبینم
اينها كسايي هستن كه يه جورايي خودشون رو تميز نگه داشتن
غل و غش ندارن. قصد و غرض ندارن.
راستش چيزي جز اين معصوميت به يادم نمياد
و جز اين رو به خاطر نميسپارم
بچه هایی که اینجا همدیگه رو میبینیم
در عین حال که همه صاحب کمالاتی هستن
برای من تو همون سنین موندن
سن پاکی و عصمت
اينها همون هم بازي هاي پر محبتن
و در عالم دوستی، بدون قصد و ریا می توان دوست داشت.
و من همه ی این معصومان رو دوست دارم
همه ي شما ها رو دوست دارم

از صميم قلب، روز دختر مبارک باشه!!





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  پنجشنبه 18 مرداد1386 ساعت 0:44  دلداده ي مهدی

با نام خدا

خود و به خود فکر کردن. من تا آخر این دوره شما رو به این نکته جلب میکنم!انسان موجودی است که به قعر دریا ها و اوج آسمانها فکر می کند ولی هرگز به خود فکر نمی کند! (پروست یکی از نویسندگان مشهور)

مشاورین در مشاوره های طلاق و ازدواجهای زناشویی شاهد این مطلب هستند که زن و شوهر ها فقط در باره ی خودشان فکر می کنند. اصلا فکر نمی کنند که این حضور برای طرف مقابل چه احساسی دارد.
واقعا طرف مقابل، در مقابل این همسر چه وضعی و چه احساسی دارد!
مثلا در مشاوره ها دیده شده برخی می گویند شب که می خوابیم تا صبح دعا می کنیم که زلزله بیاید و یا من بمیرم یا او بمیرد.
اینها غالبا مردمی هستند که با گل سرخ با هم آشنا شده اند!
پیداست که ما گاهی ..... (بقیه به علت حجم در ادامه ی مطلب)








نگاشته مرا در  سه شنبه 16 مرداد1386 ساعت 0:0  دلداده ي مهدی

آورده‌اند جماعتي كثير در مجلس وعظ عارفي گرد آمده بودند

ازدحام ، راه بر ورود ديگر مشتاقان بسته بود كه ناگاه مردي از ميان جمعيت بانگ برآورد:

«هر كه هر جا نشسته برخيزد و گامي فرا پيش نهد»

شيخ فرمود :

سخن همان بود كه اين مرد گفت .............

پروفسور محمد مجد

آیا می دانیم بسیار مطالبی هست که نمیدانیم؟





    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  چهارشنبه 27 تیر1386 ساعت 5:20  دلداده ي مهدی

گریه میکنه آخه! جیغ میزنه!  بسه دیگه!!
دیوونم کردی!
دیگه اعصابتو ندارم! میندازمت از پنجره بیرون ها!
حالا نی نی اشک میریزه و مامان بغض میکنه!


لطفا کلیک کنید!!

مامانا و بابا ها!
خوب این بچه است. نمیفهمه!
اگه شما داد بزنید اونوقت شما نفهمید!
پس بهتره زودتر روابط و خودمون رو درمان کنیم




    لينک مطلب  



نگاشته مرا در  جمعه 22 تیر1386 ساعت 2:54  دلداده ي مهدی

مدتی بود سوالی کنج ذهنم گیج می خورد. من هم انگار نه انگار که این سوال مهمه، بی خیالی طی می کردم. البته اتفاقی جوابش رو پیدا کردم. از روی کنجکاوی( البته گریه داره)
پیشاپیش عرض میکنم که خوشبختانه کسانی که به مطالب این نوشته و وبلاگ من دسترسی دارن از این موضوع تا حدود زیادی مستثنی هستن و این داستان صرفا حکم یه درد دل اجتماعی داره.
تست کنکور هر سال (0/0/0 تا کنون):

تمکین یعنی چی؟
1. دولاشدن، خم شدن، سرفرود آوردن، خميدگى، خشوع کردن
2. همگی
3. هیچکدام
4. همه بجز خشوع کردن
البته جواب واضحه. گزینه اول با همه کلیشه های چند هزار ساله مطابقت داره.
حالا این تست کجا کاربرد داره؟ آقایون دقت کنن که حتما تو امتحان میاد: وقتی زن می ستونید، شیر بها، مهریه، آینه شمعدون طلا و نقره، سند پشت قباله، جشن چند ده ملیونی، سرویس چند ده ملیونی و ... می دید خب یه چیزی در مقابل باید به دست بیارید.
این تفکریه که اکثر روابط زندگی رو یک طرفه کرده و تاریخ ابداعش هم نامعلومه!
من قصد بحث تاریخی یا ... ندارم فقط یک سئوال دارم.
آقایون و خانما آیا این چیزیه که می خواید؟ آیا واقعا راضی هستید؟
خانما عذر می خوام! ولی آیا با این تفکر بعد از ازدواج دختر احساس نمیکنه فقط وظیفه ی سرویس جنسی داره در مقابل خرجی؟
آقایون عذر می خوام! ولی آیا به مردانی که خارج این چارچوب ازدواج میکنن و به نوع رابطه شون یعنی زندگی مشارکتی (نه زندگی مشترک) حسادت نمی کنید؟ احساس نمی کنید این روش توهین به هر دو طرف بود؟
ولی بهترین حالت در این روش:
زوجهای زیادی رو دیدم که به خاطر حق طلاق یا مهریه نجومی یا شرط حق خروج از کشور به تنهایی، زندگیشون تبدیل به سلف سرویس شد. شرمنده ام از باز کردن این مسئله.
حالتهای دیگه که گفتن نداره.
البته این تفکرات ابلهانه در همه کشورها وجود داره ولی اینجا درصد نزدیک به صده!
به نظر میاد ظنین بودن، بد اخلاقی و خیلی رفتارهای دختر خانمها با خواستگارهاشون در این دوره به دلیل اینه که احساس میکنن در مقابل این به اصطلاح قاعده و قانون ناچارند به پذیرش و چون بعد از ازدواج مفعول خواهند بود پس الآن باید تلافی کنن. البته این تلافی کردن بعد از ازدواج هم ادامه داره ها!!!
چرا این خانمها فکر نمیکنن جور دیگه هم می شه شروع کرد؟
اوضاع آقایون هم که دیگه معلومه و غیر قابل ذکر. می تونید تو گوگل چند تا اسم روانپزشک و سکس تراپیست رو جستجو کنید تا ببینید چقدر اوضاع خیته!
من جواب ها رو اتفاقی دارم.
مشکل اول - بستر فکری - انتخاب روش غلط برای همسریابی و راه حل جواب به این سواله
س: چرا باید ازدواج کرد؟
ج: آقا یا خانم! وقتی با کسی آشنا می شید، شناخت پیدا می کنید و از رابطه ای که دارین لذت می برید. حالا با گذشت زمان می بینید این لذت انقدر زیاد شده که دو طرف می خواید برای تمام عمر اون رو داشته باشید، می تونید به ازدواج فکر کنید. وگرنه آقا جان ازدواج نکنید!
مشکل دوم - بستر قانونی - و مسئله ی تمکین یکطرفه
س: آیا دولاشدن، خم شدن، سرفرود آوردن، خميدگى، خشوع کردن که همگی میشه تمکین وظیفه ی دختره؟
ج: البته که بله! ولی به همون اندازه وظیفه ی پسر هم هست
به نظر من اگر مهریه و تمکین رو برداریم، اونوقت دختر و پسر ابزاری برای رام کردن همدیگه ندارن. پس اولا با کسی جفت میشن که گروه خونیشون به هم بخوره و برای هر چیزی رم نکنه که نیاز به تهدید و رام کردن داشته باشه. ثانیا بعد ازدواج ثانیه ای دختر احساس گلدون بودن و پسر احساس مالکیت نخواهد داشت.
آیا میشه؟ یا من خواب میبینم؟
امیدوارم کلمه ی زندگی مشترک در فرهنگ ازدواج به زندگی مشارکتی تبدیل بشه و بچه هایی که بعدها به دنیا میان این گلمه رو نه ببینن و نه بشنون.
م. ا. بیست و چهارم اردیبهیشت هشتاد و شش




    لينک مطلب