تبليغاتX
دید و بازدید



دید و بازدید

کلبه ای ساخته ام از گل و گل×گل دوستان و گل من×یا دوست گویان بیایید×بوی تازه ای شاید خراباتم را



نگاشته مرا در  پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت 3:53 دلداده ی مهدی

سال دوم هجرت بود
علی چه داشت جز جانی که برای دینش و رسولش و پروردگارش با خود به مدینه برده بود؟
چه داشت جز سروری بر تمام مومنین از نقطه نظر ایمان و تقوی و شجاعت و فصاحت و بلاغت؟
چه داشت جز آنکه هر جا او بود حق هم آنجا بود و هر جا او نبود باطل در آنجا بود؟
اینها را اهل دنیا ناچیز می دیدند و علی را رقیب خود در دامادی رسول الله نمی پنداشتند، غافل از آنکه نزد خدا حب دنیا بهایش آتش دوزخ است و بس!
از مال دنیا چه داشت جز یک زره و شمشیر؟ تازه زرهش هم پشت نداشت! که آن را می خرید؟
در کنار او مردانی بودند که به جای آنکه تحت سرپرستی پسر عمو بزرگ شوند قبیله دار و شتردار بودند.
در کنار او مردانی بودند که دختران عرب برای آنها سر و دست می شکستند؟
کدام مردان؟ دو نفر از آنان همان کسانی بودند که گفتند یا علی تو بین ما مثل "نون" هستی میان "لام" و "الف". علی اگر نبود در این "لنا"، "لا" می شدند.
علی چه داشت جز حیا و غیرت؟
آن مردانی که همه ی دختران قریش را عطش وصالشان بود ره به دامادی نبی الله نبردند.
معیار برای رسول الله و دخترشان اینها بود؟ شتر و مال و منال و منصب دنیایی؟
آیا فاطمه از علی طلاق خواست، آنگاه که حقش را در جانشینی رسول الله غصب کردند؟
آیا علی همسر مجروحش را پس فرستاد؟ پناه بر خدا که ما مردم چه می کنیم!!
من علم حدیث نمی دانم و نمی توانم اقوال مختلف را بررسی کنم اما آنچه مسلم است آن است که رسول الله پیشنهاد همسری دخترشان را به حضرت امیر دادند.
و او شمشیری داشت که رسول الله برای یاری دین خدا نگاه داشت و زرهی که فروخته شد و از آن وسایلی تهیه شد.
اول از هر چیز عطری که یکی از سه چیزیست که پیامبر آن را دوست می داشت.
دیگری با الباقی پول وسایل خانه یعنی همان جهیزیه.
یعنی پیامبر هزینه ای برای برترین دختر جهان و تاریخ نداد. این وظیفه بر عهده ی همسر او بود.
وای برما که سنت پیامبر و خدا را خاک خورده می انگاریم.
غذایی تهیه شد که مستمندان بدون سرشکستگی از آن خوردند.
مستمندان که بودند؟ بخشی از آنها کسانی بودند که به مدینه هجرت کرده بودند. در آن دو سال چیزی از مال دنیا نداشتند.
از همان غذا هم یک ظرف برای عروس و داماد گذارده شد.
جهیزیه حدود هفده تکه بود نه صد و هفتاد تکه!
ملاکهایی که می بایست باشد و بود را فدای ملاکهایی که از جنس خاک است نکردند!
غذایشان بیشتر نان جو بود. نانی که امیر تا آخر عمر آن را به گندم بدل نکرد.
چند روز غذایشان را با زبان روزه به مستمند دادند. بچه هم داشتند ها! گرسنه هم بودند!
برای همسایه ها در نماز شبها دعا می کردند. کدام همسایه ها؟ همان ها!
همانهایی که پس از نبی سلام علی را پاسخ نگفتند. همانهایی پهلو و سینه ی دخترش را مجروح کردند و در خانه اش را سوزاندند. همانهایی که روزهای آخر به هم اینگونه می گفتند: "سوال: فاطمه؟ جواب: کارش تمام است"
بگذریم! نا سلامتی از عروسی می گویم!
برای این زوج ازدواج سیر الی الله بود. همان که باید برای من و شما هم باشد. هست؟ الحمد لله که هست!
آن زمان در خانه ی این خورشیدها با افتخار خدمت می کردند.
این سلاله آنگونه مانند جاهلین مکه ی پیش از فتح برده داری نمی کردند.
پس علی در قبال خدمت فضه و هم سفرگی او با اهل بیتش هزینه ی میلیونی نمی کرد.
چرا این را از نمادهای سنت می شماریم و آن را با اشرافی گری خلط می کنیم؟ نمی دانم!
در تقسیم وظایف هم آقا به وظایف بیرون خانه و خانم به وظایف داخل خانه دعوت شد.
خانم نگفت من حقوق برابر می خواهم، گفت خدا را شکر می کنم که از برخورد با نامحرمان معاف شدم. چونان خوشحالم که خدا می داند!


اما یادم نبود! این بانو هتک حرمت نشد؟ بر مرکب ننشت و به در خانه ی عهد شکنان نرفت؟ خطبه نخواند؟ اموالش غارت نشد؟ پس وظیفه اش در برابر دینش در هر مقطعی به بهترین شکل انجام شد.
سپر ولایت شد. خودش فقط اینگونه نبود. دخترش، زینب کبری و دختران پسرش تا همان دختر سه ساله. او را که می شناسید؟
شرمنده، یادم نبود که داستان عروسیست!
رسم شـــــــــــــده که عروس را از دو روز قبل از عروسی آرایش می کنند. چطور وضو بگیرد خب طفلی؟ می دانی چقدر پول آرایش داده؟ روزی سه بار پاکش کند و وضو بگیرد؟
پسر ماسک می زند! چطور وضو بگیرد؟
همین یک شب است! مشروب برای میهمانها بیاورید. اگر هم کسی خورده به خاطر آبروی فامیل بی خیال.
اگر کسی خواست لخت بگردد بی خیال آقا! دین انقدر سخت نیست! خدا می بخشد!
اینها شرح حال ماست!
علی و فاطمه هم اینگونه بودند؟
بگذارید بنویسم ببینیم سنخیت ما در چیست؟
دو سه روز از ازدواج این دو بزرگوار گذشته بود و رسول الله از حضرت امیر پرسید:
یا علی! فاطمه چه جور زنیست؟
حضرت امیر پاسخ داد: نعم العون علی طاعت الله! بهترین یاور در بندگی و عبادت خدا!
کدامیک از زنها این خصوصیت را دارند؟
از حضرت زهرا پرسیدند: علی چه جور انسانی است؟
فرمود: هذا بیتک و الحرة امتک. خانه خانه ی تست و زن آزاده ای کنیز تست.
کدامیک از زوجین چنین ارتباطی دارند؟ کدام مرد با همسرش آنگونه احترام می کند که این محبت را ببیند؟
اینهمه خرج را برای به دست آوردن چه می کنند؟ اینهمه اسراف و وعده های دروغ از سلام اول!
این از روابط زناشویی.
پیامبر پس از جنگ سهم غنیمت حضرت علی را که از نظر فقهی حق او بود به منزل فرستادند. یک پارچه و دو النگو. حضرت زهرا پارچه را برای پوشش درب ورودی خانه استفاده کردند و النگو را به دست.
پیامبر آمدند و وضعیت را دیدند و پاسخ سلام دخترشان را سرد و سنگین دادند.
حضرت زهرا هم پارچه را تا کردند و به دست امام حسن مجتبی دادند و النگو ها را هم به دست حضرت ابی عبدالله الحسین دادند و فرمودند این را به جدتان رسول الله بدهید و سلام برسانید، بگویید پیش کشی فاطمه است.
پیامبر که در ورودی مسجد این دو بزرگوار را دیدند سه بار فرمودند فِداها ابوها! قربان فاطمه شوم!
سنخیت ما با این بزرگواران در چیست؟
مجلس در شان سادات؟ خب مگر شما به نسبت با که می نازید؟ سادات اموی یا علوی؟
می گویید کار کرده ام و خانه ی چند میلیاردی خریده ام! مگر حق حضرت زهرا آن پارچه و النگو نبود؟
غنیمت حق مسلم رزمنده است.
اگر دختری به خاطر فقر مالی نتواند ازدواج کند و به خاطر فقر دچار خطایی شود، گناه این خطا را در پرونده ی تمام پولدار ها می نویسند!
یعنی این پول دارها یا بازاری های بی دینی که می شناسیم شرکای شیطان هستند! بیشتر احترام بگذاریم!!


به داد فقرا نرسیم و خانه ی چند میلیاردی بخریم و جوانان در فقر دست و پا بزنند! از تمجید اهل بیت چه گیر شما می آید؟ کی می خواهید اقتدا کنید؟ پس از مرگ؟
برادر من! خواهر من! ما که هر کاری که دلمان بخواهد انجام می دهیم! پس شیعه نیستیم! مایه ی سربلندی ائمه نیستیم که هیچ! برابر دشمنانشان هم مایه ی سرشکستگی اهل بیت می شویم.
اشک چشم را هم عمر سعد داشت و یزید هم مشکی پوشید!
صفات محبین اهل بیت ده صفت در دنیاست که آن هم در این مجالس ما نمی گنجد!
حال برویم و شب مبارکی بگزینیم و جشنی بگیریم.
جشن بخورد توی سرمان. نمازمان قضا می شود و از فرمان پروردگار سرپیچی می کنیم!
زندگی ای که اینگونه آغاز شود، بهتر که نشود!
کمی بیندیشیم که برای بهشتی که عمل جواز آن است با امل چه می توان ساخت؟ هیچ!
خداوند در سوره شوری می فرماید: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی.
ای پیامبر! به این مردم بگو معادل این ۲۳ سال رسالت مزدی از شما نمی خواهم بجز مودت (به تعبیر اهل لغت یعنی محبت همراه با اقتدا و پیروی) نزدیکانم. این وجوب التزام به حضرت زهرا و اهل بیت را می رساند.
دو نوع برخورد ظالمانه و دشمنی با اهل بیت شده و می شود و خواهد شد.
۱- دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها و قتلتکم. کاری که از سقیفه آغاز شد و بنی امیه و بنی العباس آن را ادامه دادند. پایین آوردن اهل بیت از مقامی که خدا به آنها داده است و کشتن آنها.
۲- بی اعتنایی به اهل بیت. مثل من و شما. این فرقه های دراویش و تصوف و صوفی گری و ولنگاری. این که بگوییم یا علی! اما در عمل رفتارمان مطابق با سیره ی معاویه باشد.
حال برویم و ببینیم کدام یک از ما به دنبال کاخ خضرای اموی است که با آن حکومت کند و کدامیک واقعا بندگی خدا می کند.

می گوییم منتظر امام زمانیم اما منتظر چه چیز او هستیم؟ طبق مطلب پیشین این انتظارِ بی معرفت انتظار نیست و عین نفاق است.
و از سویی دیگر اگر هم چشمان ناپاک ما او را درک کند، غضب الهی را درک خواهد کرد نه رافت را.
آیا آمادگی اش را داریم؟
تا فرصت هست توبه و اصلاح کنیم که خدا توبه پذیر و مهربان است.
به سیره ی ائمه عمل کنیم! به داد هم برسیم! حدود الهی را رعایت کنیم! فردا دیر است!

برویم برنامه بسازیم برای آمدن امام زمان! برای دردهای دل امام زمان در زمان به معصیت افتادن مردم چه می کنیم؟


بدرود .





    لينک مطلب